ساده زیستی خانواده امام خامنه ای
آیت الله
سید علی خامنه ای، در کسوت رهبری نظام هستند، تصمیم میگیرند فرزندشان،
سیدمجتبی را بر کرسی دامادی بنشانند، کاندیدای این وصلت دختر خانم دکتر
حداد عادل بود.
همسر مقام معظم رهبری در سال 77 با همسر دکتر حداد عادل تماس میگیرد و اذن خواستگاری میخواهد.زمان خواستگاری پس از مطرح شدن با دکتر حداد عادل مشخص میشود.
رسم و رسوم ازدواج برای همه یکسان است، اول باید عروس را به صورت نامحسوس رویت کرد. به همین دلیل همسر مقام معظم رهبری به مدرسه محل تحصیل عروس آینده میروند. او در شرف 18سالگی و دانشآموز سال چهارم دبیرستان بود.
ماجرا اول به همین جا ختم میشود، بعداً دکتر حداد عادل تعریف میکند: «برای کاری خدمت آقا رفتم، آقا فرمودند: خانم استخاره کردند جوابش خوب نبوده است. یک سال از این ماجرا میگذرد. مجدداً صدای زنگ تلفن خبر تازهای را روایت میکند و باز خانواده مقام معظم رهبری، اذن خواستگاری میخواهند.
همسر رهبر معظم انقلاب به همسر دکتر حداد عادل گفته بودند: «چون دخترتان، دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است او را پسندیدهایم. ایشان مانند همه خانوادههای ایرانی یک قواره پارچه گرفتند و به همراه سید مجتبی به خواستگاری رفتند. عروس خانم و آقا داماد همدیگر را دیدند، حرفهایشان را زدند و بله را گفتند.
بعد از چند روز آقای حداد عادل به دیدار رهبر معظم رفت، ایشان فرمودند: «شما وضع مالی نسبتاً مناسبی دارید، اما زندگی من اینطور نیست، اگر بخواهم همه زندگی خودم را بار کنم، غیر از کتابهایم، یک وانتبار میشود، اینجا هم یک اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان با من دیدار میکنند، من پول ندارم خانه بخرم، خانهای اجاره کردهام که یک طبقه مصطفی (فرزند ارشد مقام معظم رهبری) و یک طبقه هم مجتبی زندگی میکنند.
شما با دخترتان صحبت کنید که خیال نکند حالا که عروس رهبرمیشود چیزهایی در ذهنش باشد.» پدر به دخترش این سخنان را منتقل میکند و دختر با کمال میل میپذیرد.
مراسم بله برون برگزار میشود، رهبر معظم انقلاب، خطاب به دکتر حداد عادل میگویند: «در مورد مهریه، اختیار با شماست، ولی من برای مردم خطبه عقد میخوانم. سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه، عقد نخوانم و تا حالا هم نخواندهام.
اگر بخواهید، میتوانید بیشتر از 14 سکه مهریه تعیین کنید ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند، از نظر من اشکالی ندارد، چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم خطبه عقد نخواندهام، برای عروسم هم نمیخوانم.»
خانواده عروس نمیپذیرند خطبه را کس دیگری بخواند و همان 14 سکه میشود مهریه عروس خانم، رهبر معظم انقلاب یک انگشتر عقیق به عروسشان هدیه میدهند تا او نیز آن را سر سفره عقد به نشانه یک پیوند مقدس، برانگشت داماد بیندازد.
مراسم عروسی هم در همان دو اتاق منزل رهبری با حضور فامیل و جمعی از سران سه قوه و مسوولان برگزار میشود و با همین مراسم ساده دو جوان بزرگزاده به خانه بخت میروند.
همسر مقام معظم رهبری در سال 77 با همسر دکتر حداد عادل تماس میگیرد و اذن خواستگاری میخواهد.زمان خواستگاری پس از مطرح شدن با دکتر حداد عادل مشخص میشود.
رسم و رسوم ازدواج برای همه یکسان است، اول باید عروس را به صورت نامحسوس رویت کرد. به همین دلیل همسر مقام معظم رهبری به مدرسه محل تحصیل عروس آینده میروند. او در شرف 18سالگی و دانشآموز سال چهارم دبیرستان بود.
ماجرا اول به همین جا ختم میشود، بعداً دکتر حداد عادل تعریف میکند: «برای کاری خدمت آقا رفتم، آقا فرمودند: خانم استخاره کردند جوابش خوب نبوده است. یک سال از این ماجرا میگذرد. مجدداً صدای زنگ تلفن خبر تازهای را روایت میکند و باز خانواده مقام معظم رهبری، اذن خواستگاری میخواهند.
همسر رهبر معظم انقلاب به همسر دکتر حداد عادل گفته بودند: «چون دخترتان، دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است او را پسندیدهایم. ایشان مانند همه خانوادههای ایرانی یک قواره پارچه گرفتند و به همراه سید مجتبی به خواستگاری رفتند. عروس خانم و آقا داماد همدیگر را دیدند، حرفهایشان را زدند و بله را گفتند.
بعد از چند روز آقای حداد عادل به دیدار رهبر معظم رفت، ایشان فرمودند: «شما وضع مالی نسبتاً مناسبی دارید، اما زندگی من اینطور نیست، اگر بخواهم همه زندگی خودم را بار کنم، غیر از کتابهایم، یک وانتبار میشود، اینجا هم یک اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان با من دیدار میکنند، من پول ندارم خانه بخرم، خانهای اجاره کردهام که یک طبقه مصطفی (فرزند ارشد مقام معظم رهبری) و یک طبقه هم مجتبی زندگی میکنند.
شما با دخترتان صحبت کنید که خیال نکند حالا که عروس رهبرمیشود چیزهایی در ذهنش باشد.» پدر به دخترش این سخنان را منتقل میکند و دختر با کمال میل میپذیرد.
مراسم بله برون برگزار میشود، رهبر معظم انقلاب، خطاب به دکتر حداد عادل میگویند: «در مورد مهریه، اختیار با شماست، ولی من برای مردم خطبه عقد میخوانم. سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه، عقد نخوانم و تا حالا هم نخواندهام.
اگر بخواهید، میتوانید بیشتر از 14 سکه مهریه تعیین کنید ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند، از نظر من اشکالی ندارد، چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم خطبه عقد نخواندهام، برای عروسم هم نمیخوانم.»
خانواده عروس نمیپذیرند خطبه را کس دیگری بخواند و همان 14 سکه میشود مهریه عروس خانم، رهبر معظم انقلاب یک انگشتر عقیق به عروسشان هدیه میدهند تا او نیز آن را سر سفره عقد به نشانه یک پیوند مقدس، برانگشت داماد بیندازد.
مراسم عروسی هم در همان دو اتاق منزل رهبری با حضور فامیل و جمعی از سران سه قوه و مسوولان برگزار میشود و با همین مراسم ساده دو جوان بزرگزاده به خانه بخت میروند.
منبع: نشریه ی« اشراق اندیشه » به نقل از حجت السلام پاینده، از اعضای دفتر مقام معظم رهبری-مدظله العالی-
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۱ ساعت 13:27 توسط سید محمدحسین هاشمی
|